حدود سيصد ونود وسه سال قمري از هجرت پيامبر مي گذشت. در شهر ري که در آن زمان ازشهرهاي علمي به شمار مي رفت و مراکزعلمي زيادي درآن وجود داشت، پسري به دنيا آمد. اين پسرراپدر،علي نام نهاد.علي سالهاي زيادي از عمرش را در همان شهر گذراندولي چون اجداد او،اهل نسا بودند به نسوي شهرت پيدا کرد. نسا از شهرهاي قديم خراسان در نزديکي شهر عشق آباد کنوني درجمهوري ترکمنستان است. اين منطقه به ايران تعلق داشت ولي پس ازدوران نادر ، درتعيينخط مرزي ايران و روسيه درسال 1885 ميلادي جزوترکمنستان روسيه گرديد.

نسوي از هشت سالگي به نگهداري پرندگان وجانوران شکاري، علاقه پيدا کرد. او ازنگهداري پرندگان شروع کردوباصرف حدود شصت سال از عمر وداراييش دراين راه، کتاب " بازنامه " رانوشت. خود اومي گويد: کتابهايي که در اين علم به زبانهاي هندي ، رومي وپارسي نوشته شده بود به دست آورده وخوانده است وعلم پزشکي را درزمينه ترکيب کردن داروها ، معجون ها وپادزهرها، خود تجربه کرده است.

علي نسوي، معاصر ابوريحان وابن سينا بود وخود راشاگرد ابن سينا مي دانست.

ناصر خسرو درماه ذيحجه شال 437هجري قمري_زماني که نسوي در سمنان بود ودرآن جا کلاسهاي بحث وتدريس داشت_ به سمنان رفت وبا او ملاقات کرد.

ناصر خسرو مي نو يسد: "درغره ذي الحجة سنه سبع و ثلا ثين واربع مائة (437) به راه آب خوري و چاشت خوران به سمنان آمدم وآنجا مدتي مقام کردم وطلب اهل علم کردم ، مردي نشان دادند که او را استاد علي نسايي مي گفتند، نزديک وي شدم، مردي جوان بود (نسوي در اين زمان 44 سال داشت).سخن به زبان فارسي مي گفت،به زبان اهل ديلم،موي گشوده وجمعي نزد وي حاضر. گروهي اقليدس مي خواندند وگروهي حساب. دراثناي سخن مي گفت که من بر استاد ابوعلي سينا- رحمة الله عليه- چنين خواندم واز وي چنين شنيدم.همانا غرض او آن بود تا من بدانم که او شاگرد ابن سيناست. "

استاد در ري هم جلسه هاي درس داشت وعده اي از درس و بحث او استفاده مي کردند. به خاطر مهارتش در رياضيات ، به او"استاد مختص" مي گفتند تا حدي که اروپائيها همين لقبDoctore AImochtasso را به جاي نام نسوي اشتباه گرفته اند.

منزل نسوي خانه حکمت وانديشه بود واهل علم ، دانش ومعرفت در آنجا دور هم جمع مي شدند. اين خانه ،هميشه محل رفت و آمد کساني بود که خواهان آموختن معرفت بودند.

آنطور که از نوشته هاي خود وديگران درباره او بر مي آيد استاد، اخلاق ورفتاري بسيار نيکو داشته و به علم وهنر علاقمند بوده است. مردي سخاوتمند ومهمان نواز بود، به گونه اي که هر کس به ديدن او مي رفت تا ازسر سفره او چيزي نمي خورد اجازه رفتن نداشت. به گفته يکي از شاگردانش،او مي گفت: " مرد با همت بلندوعزيمت راست به مطلوب تواند رسيد نه با رنج وتعب. "

استاد مختص، بسيار طرفدار تخصص دردانشها بود وبه هرکسي که براي استفاده از درس او مي آمد مي گفت: " بکوش تا در صناعت خويش کامل شوي ومتذوق مباش، چه متذوق را مسيري نيست."

او در فلسفه، علم نجوم، منطق، پزشکي، داروشناسي وپزشکي جانوران زبردست واستاد بود. در رياضيات ، خصوصا هندسه، تخصص وتبحري فوق العاده داشت. وي از نخستين کساني است که تعليمات شيخ الرئيس ابوعلي را درخراسان وعراق منتشر کرد. ابوالحسن علي نسوي نزديک به صد سال عمر کردو تا آخرعمر در سلامت کامل بود ولي ده سال آخر عمرش به دليل ضعف، توانايِي راه رفتن در کوي و برزن را نداشت و خانه نشين بود . هر چند تاريخ دقيق وفات وي معلوم نسيت اما اگر او صد سال عمر کرده باشد بايد در سال 493 هجري قمري دار فاني را وداع گفته باشد.